جلال الدين الرومي
162
فيه ما فيه ( فارسى )
كژدم و موش و مار و حيواناتى حقير كه درين خانه مىزيند ، ايشان زاييدند و خانه را معمور ديدند اگر ايشان بگويند كه « اين خانه قديم است » بر ما حجّت نشود چون ما ديدهايم كه اين خانه حادث است . همچنانكه آن جانوران « 1 » كه از در و ديوار اين خانه رستهاند و جز اين خانه چيزى نمىدانند و نمىبينند ، خلقانند كه ازين خانهء دنيا رستهاند « 2 » . دريشان جوهرى نيست . منبتشان ازينجاست ، هم درينجا فروروند . اگر ايشان عالم را قديم گويند بر انبيا و اوليا كه ايشان را وجود بوده است پيش از عالم به صد هزار هزار هزار « 3 » سال چه جاى سال و چه جاى عدد كه آن را نه « 4 » حدّ است و نه عدد ، حجّت نباشد ، كه ايشان حدوث عالم را ديدهاند ، همچنانك تو حدوث اين خانه را . و بعد از آن آن فلسفيك به سنّى مىگويد كه « حدوث عالم « 5 » به چه دانستى ؟ » اى خر تو قدم عالم را به چه دانستى ؟ آخر گفتن تو كه « عالم قديم است معنيش اين است كه حادث نيست و اين گواهى بر نفى باشد . آخر گواهى بر اثبات آسانتر باشد « 6 » از گواهى بر نفى زيراكه گواهى بر نفى معنيش آن است كه اين مرد فلان كار را نكرده است و اطّلاع بر اين مشكل است . مىبايد كه اين « 7 » شخص از اوّل عمر تا آخر ملازم آن شخص بوده باشد ، شب و روز در خواب و بيدارى « 8 » ، كه بگويد البتّه اين كار را نكرده است . هم حقيقت نشود شايد كه اين را خوابى برده باشد يا آن شخص به حاجتخانه 285 رفته باشد كه اين را ممكن نبوده باشد ملازم او بودن . سبب اين ، گواهى بر نفى روا نيست زيراكه مقدور نيست امّا گواهى بر اثبات مقدور است و آسان زيرا كه مىگويد « 9 » لحظهاى با او بودم ، چنين گفت و چنين كرد . لاجرم اين گواهى مقبول است زيراكه مقدور آدمى است . اكنون اى سگ اينكه به حدوث گواهى مىدهد ، آسانتر است « 10 » از آنچه تو به قدم عالم گواهى مىدهى زيراكه حاصل گواهيت اين است كه حادث نيست ، پس گواهى بر نفى داده باشى . پس چو هر دو را دليلى نيست و نديدهايد كه عالم حادث است يا قديم ، تو او را مىگويى ، « به چه دانستى كه حادث است ؟ او نيز مىگويد اى « قلتبان تو به چه دانستى كه قديم است ؟ » آخر دعوى تو مشكلتر است و محالتر .
--> ( 1 ) . ح : جانوران ( كه ) ندارد ( 2 ) . ح : رستند ( 3 ) . ح : به صد هزاران هزاران ( 4 ) . ح : نى ( 5 ) . ح : عالم را ( 6 ) . ح : است ( 7 ) . ح : آن ( 8 ) . ح : و در بيدارى ( 9 ) . ح : مىگويند ( 10 ) . ح : آسانتر